عبدالمهدی همت پور باستان شناسی دوران اسلامی در یادداشتی برای میراث آریا نوشت:طرح موضوع هیئتامنایی شدن موزهها، بناها و محوطههای تاریخی ایران میتواند فرصتی برای بازنگری در شیوه مدیریت میراث فرهنگی کشور باشد.بحث هیئتامنایی شدن اماکن میراث فرهنگی در ایران در دو دهه گذشته مطرح بوده است ولی مسئله اصلی را می توان در روشن نبودن حدود اختیار و مسئولیت چنین ساختاری جستجو نمود. اگر مدیر یک مجموعه برای بودجه، هزینهکرد درآمد، نیروی انسانی، جذب منابع و تصمیمات اجرایی همچنان وابسته به ساختار مرکزی باشد، تشکیل هیئت امنا تغییر جدی در مدیریت ایجاد نخواهد کرد. بنابراین، نقطه آغاز ایجاد توازن میان اختیار، مسئولیت و پاسخگویی است.
تجربه کشورهای دیگر نیز همین نکته را نشان میدهد. در ایتالیا، اصلاحات نظام موزهای به برخی موزههای مهم استقلال مدیریتی و مالی بیشتری داده است. این مجموعهها در برنامهریزی، بودجه و مدیریت خود اختیار بیشتری دارند، اما همچنان در چارچوب وزارت فرهنگ و نظام نظارت عمومی فعالیت میکنند.
در فرانسه نیز برخی نهادهای میراثی در قالب مؤسسات عمومی از استقلال اداری و مالی نسبی برخوردارند. «مرکز بناهای ملی» نمونه مهمی است که مسئولیت حفاظت، مرمت و معرفی شمار زیادی از بناهای تاریخی را بر عهده دارد و از شورای مدیریت و منابع مالی متنوع برخوردار است.
مصر شاید از جهاتی تجربه نزدیکتری به ایران داشته باشد. ساختار مدیریت میراث در این کشور همچنان دولتمحور است، اما برای مجموعههای مهم امکان استقلال بیشتری فراهم شده است. «موزه بزرگ مصر» دارای هیئت امناست و در ساختار مدیریتی آن، در کنار مسئولان دولتی، از متخصصان حوزههای آثار، مدیریت، اقتصاد، حقوق و بازاریابی نیز استفاده میشود. این تجربه نشان میدهد که حتی در یک نظام متمرکز نیز میتوان میان وظایف حاکمیتی دولت و مدیریت اجرایی مجموعهها تفکیک ایجاد کرد.
آنچه که برای بومی سازی این تجارب در ایران می شود آموخت، منطق مشترکشان است: کاهش تصدیگری دولت، بدون کاهش مسئولیت حاکمیتی آن در حفاظت از میراث. بر این اساس، هیئتامنایی شدن در ایران؛ حفاظت، تعیین ضوابط و نظارت تخصصی همچنان مسئولیت حاکمیت باقی بماند؛ اما بخشی از اختیارات مربوط به برنامهریزی، بودجه، جذب منابع، توسعه خدمات و استفاده از درآمدها میتواند به مدیریت مجموعهها واگذار شود.
در این مسیر، ترکیب هیئت امنا نیز اهمیت دارد. هیئت امنا با حضور متخصصان میراث فرهنگی، مدیریت و اقتصاد، نمایندگان جامعه محلی و افراد دارای تجربه مرتبط میتواند به تصمیمگیری مؤثرتر کمک کند. و افزایش اختیار با شفافیت مالی، گزارش عملکرد و نظارت مستمر همراه باشد.
همچنین نمیتوان یک الگوی واحد را برای همه آثار تاریخی کشور تجویز کرد. نیازهای مدیریتی تختجمشید، کاخ گلستان، یک موزه یا یک کاروانسرای تاریخی یکسان نیست. هر مجموعه باید متناسب با اهمیت، ظرفیت اقتصادی، شرایط حفاظتی و ارتباطش با جامعه محلی، الگوی مدیریتی خود را داشته باشد.بنابراین هیئتامنایی شدن، بیش از آنکه تغییر در یک ساختار اداری باشد، فرصتی برای اصلاح حکمرانی میراث فرهنگی خواهد بود.
انتهای پیام/
نظر شما